داشته هایی که داریم و قدر نمیدانیم 2
يك نفر دارد در ميزند احتمالا پسرم از ورزش صبحگاهي برگشته راستي اگر گوش نداشتم صداي زنگ را نمي شنيدم خوب شد يادم آمد گوش هم دارم تازه ان هم دوتا،خدارا شكر ميكنم هم براي گوشها هم براي بزرگ نبودنشان!به استخوان سنداني و پرده گوش و گوش مياني فكر مي كنم كه با چه ظرافتي كنار هم چيده شده اندكه من كر نباشم و بشنوم،اگر كر بودم لال هم مي شدم و چه خوب شد كه يادم آمد زبان هم دارم!راستي مي دانيد زبان بزرگترين ماهيچه بدن است و چه كارها كه نمي كنند،هرقسمتش مخصوص چشيدن مزه اي است و خدا مزه تلخ را آن آخر گذاشته و مزه شيرين را سرزبان...تازه اگر زبان نداشتم چطوري غذا را مي بلعيدم –لقمه اي را در دهان بگذاريد و فرض كنيد زبان نداريداصلا مي توانيد لقمه را بجويد نه نمي شود شايد بكمك دستها بشود كاري كرد اما هرگز به ظرافت زبان نمي رسد!با چه مهارتي لقمه را بين دندانها چپ و راست ميكندكه راحت عمل بلع انجام پذيرد. خدا را شكر كه زبان هم دارم .هيچ ميدانيد شما دوتا زبان داريد منظورم زبان كوچك است كه ته حلق جادارد راستي اگر همين عضو كوچك نبود راه مري و ناي چطوري مديريت مي شد! واي اگر يك لقمه بجاي مري به ناي برود!روزي هزار بار خفه مي شدم اين ماهيچه كوچك عجب كار بزرگي ميكند!پس خدارا شكر كه زبان كوچك هم دارم!بقيه اش براي پست بعدي!