رود

داستان کوتاه  @  شعر  @  سخنان کوتاه

آبراگل نکنیم
در فرودست انگار
کفتری ميخورد آب
یا که دربیشه دور
سیره ای پر میشوید
یا در آبادی
کوزه ای پر میگردد
آب زا گل نکنیم
شاید این اب روان
می رود پای سپیداری
تا فرو شوید اندوه دلی
دست درویشی شاید،
نان خشکیده فرو برده در آب
زن زیبایی آمد لب رود
روی زیبا دو برابر شده است
چه گوارا این آب
چه زلال این رود
مردم بالا دست
چه صفایی دارند
چشمه هاشان جوشان ،
گاوهاشان شیر افشان باد
من ندیدم ده شان
بیگمان پای چپر هاشان
جا پای خداست
ماهتاب آنجا
میکند روشن پهنای کلام
بی گمان در ده بالادست
چینه ها کوتاه است
غنچه ای میشکفد ،
اهل ده باخبرند
چه دهی باید باشد
کوچه باغش پرموسیقی باد
مردمان سر رود ،
اب را میفهمند
گل نکردندش
مانیز ،آب را گل نکنیم
-----------------

شعری است از
زنده یاد سهراب سپهری
که بخاطر همخوانی با نام این وبلاگ
وبقولی همدلی
رود با رود انتخاب شد
امیدوارم همیشه جاری باشید .
  • خانه
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
نوشته‌های پیشین
  • دی ۱۳۹۵
  • آذر ۱۳۹۴
  • آبان ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۱
  • آبان ۱۳۹۱
  • مرداد ۱۳۹۱
  • تیر ۱۳۹۱
  • خرداد ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۰
  • آذر ۱۳۹۰
  • آبان ۱۳۹۰
  • مهر ۱۳۹۰
  • شهریور ۱۳۹۰
  • مرداد ۱۳۹۰
  • تیر ۱۳۹۰
  • خرداد ۱۳۹۰
  • اردیبهشت ۱۳۹۰
  • اسفند ۱۳۸۹
  • بهمن ۱۳۸۹
  • آبان ۱۳۸۹
  • مهر ۱۳۸۹
  • شهریور ۱۳۸۹
  • مرداد ۱۳۸۹
  • تیر ۱۳۸۹
  • خرداد ۱۳۸۹
  • اردیبهشت ۱۳۸۹
  • فروردین ۱۳۸۹
  • اسفند ۱۳۸۸
  • بهمن ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • آرشيو
آرشیو موضوعی
  • پدر،عشق و پسر-سید مهدی شجاعی
  • داستان کوتاه
  • شعر
  • سخنان کوتاه
  • نوشته های من
نویسندگان
  • کیانی
  • من
پیوندها
  • دکتر شریعتی
  • دکتر اکرامی-یا علی گفتیم و عشق آغاز شد
  • علیرضا قزوه
  • سنگچین(سعید بیابانکی)
  • صادق رحمانی
  • یوسفعلی میرشکاک
BLOGFA.COM