سید شریف جرحانی نقل میکند:

پیغمبر وقتی با چند تن از یاران در کوچه ای می گذشت زنی وی را سوگند داد تا با یاران به خانه وی درآیند.در خانه آتشی افروخته بودو کودکان زن بر گرد آتش بازی می کردند- زن از پیغمبر پرسید که:آیا خدای بر بندگان رحیم تر هست یا من بر فرزندان خویش ؟پیغمبر گفت : البته خدای رحیم تر باشد از آنکه (ارحم الراحمین)اوست. زن پرسید که:تو پنداری من فرزندان خویش در این آتش در می افکنم؟ گفت :نه – وزن پرسید پس خداوند چگونه بندگان خویش را در آتش می افکند با آنکه رحیم تر از من است؟ میگویند پیغمبر بگریست و گفت بر من وحی همچنین آمده است! (تعریفات جرحانی/ 82)                                از کوچه رندان-دکتر عبدالحسین زرین کوب فصل رند در بن بست – صفحه 137