حافظ

ماییم به عقل ناصواب افتاده

دل از شروشور در شراب افتاده

ازاد زننگ و نام سر بر خشتی

در کنج خرابات خراب افتاده

دمي بامولانا

هله هشدار كه در شهر دو سه طرارند

كه به تدبير كلاه از سر مه بردارند

دو سه رندند كه هشيار دل و سرمستند

كه فلك را به يكي عربده در چرخ آرند

سردهانند كه تا سر ندهي سرندهند

ساقيانند كه انگور نمي افشارند

يار آن صورت غيبند كه جان طالب اوست

همچو چشم  خوش او خيره كش و بيمارند

صورتي اند ولي دشمن صورتهايند

در جهانند ولي از دو جهان بيزارند

همچو شيران بدرانند و به لب مي خنددند

دشمن همدگرند و به حقيقت يارند

زر فروشانه يكي با دگري در جنگند

ليك چون وا نگري متفق يك كارند

همچو خورشيد همه روز نظر مي بازند

مثل ماه و ستاره همه شب سيارند

گر به كف خاك بگيرند زر سرخ شود

روز گندم دروند ار چه به شب جو كارند

دلبرانند كه دل بر ندهد بي برشان

سرورانند كه بيرون زسر و دستارند

مردمي كن برو از خدمتشان مردم شو

زانكه اين مردم ديگر همه مردم خوارند

بس كن و بيش مگو گر چه دهان پر سخست

زانكه اين حرف و دم و قافيه هم اغيارند                                               (مولانا)

وقمریان خاطره بی تو غمین ترین شعرند.......

54سالگی

كل پر پر از دكتر هادي منوري براي فاطمه زهرا(ع)

هیچ گلی مثل تو پرپر نشد

مانع میخ و لگد و در نشد

ان که به بازوی تو درکوفت-حیف

لایق یک ضربت حیدر نشد

هرچه به بازوی تو مرحم زدند

زخم عمیق تو سبکتر نشد

با همه این که فرات از تو بود

باز گلوی پسرت تر نشد

همسر مولای دو عالم تویی هیچ زنی مثل تو مادر نشد

هرچه زبان خواست بگویدز تو واژه کم اوردو میسر نشد!

سردل عاشقان!

زبان كه طوطي گوياست ،

با هزار بيان

ز صد يكي نكند سر حال دل تقدير

قلم كه چوب زبان است و بسته به بند

چگونه سر دل عاشقان كند تحرير!

(مولانا)

دکتر اکرامی فر

خدا بزرگ، خدا مهربان، خدا خوب است
تو خوب هستي و من خوبم و هوا خوب است
دلم اگر چه شكسته،اگر چه بيما ر است
ولي به عشق تو چون هست مبتلا، خوب است
مريض عشق تو هرگز شفا نمي‌خواهد
چرا كه درد اگر بود بي دوا،خوب است
مگو كه "درد و بلايت به جان من بخورد"
به راه عشق، اگر درد، اگر بلا خوب است
خوشم به خنده، به اخم و گلايه‌ات، زيرا
هر آنچه مي رسد از جانب شما خوب است

شهادت مولا تسلیت

علی ای همای رحمت رااینجا بخوانید

شعری از دکتر محمود اکرامی

قسمتی از شعر یا علی گفتیم و عشق آغاز شد

از دکتر محمود اکرامی

برای دیدن شعرهای بیشتر ایشان از همین وبلاگ روی لینک (یا علی گفتیم و عشق آغاز شد کلیک کنید)

بغض چندین ساله ی ما باز شد

یا علی گفتیم و عشق آغاز شد

یا علی گفتیم و دریا خنده کرد

عشق مارا باز هم شرمنده کرد

یا علی گفتیم و گلها وا شدند

عشق آمد.قطره ها دریا شدند

یاعلی گفتیم و طوفانی شدیم

مست از آن دستی که می دانی شدیم

یاعلی گفتیم و طوفان جان گرفت

کوفه در تزویر خود پایان گرفت.

کوفه یعنی دستهای ناتنی

کوفه یعنی مردهای منحنی

کوفه یعنی مرد. آری .مرد نیست

یا اگرهم هست .صاحب درد نیست

عده ای رندان بازاری شدند

عده ای رسوایی جاری شدند

آن همه دستی که در شب طی شدند

ابن ملجم های پی در پی شدند........

از سکوت و گریه سرشارم علی

تا همیشه دوستت دارم علی.

 

ستاره من

با اسمان ابری ملال انگیز پشت پنجره ام

قرابتی دارم!

ستاره هایش را

به زمین کشیده اند

و ستاره مرا نیز!

در وسعت نهایت بی کرانه اش

بغش گرفته است و نمی بارد

چونان دل تنهای من !

-------------------

(سی ام دی ماه شصت و پنج