چوبكاري (2)(سيد مهدي شجاعي)
مدرسه دو حياط داشت:يك حياط كوچك كه سمت خيابان بودودفتر مدير و ناظم و كلاسها درآن قرارداشت وديگري حياط بزرگ كه با دالاني به حياط كوچك وصل مي شدوتور واليبال و بسكت و دستشويي و توالت در آن تعبيه شده بود. معلم سردالاني كه طرف حياط بزرگ بود ايستاده بودو من درست در انتهاي حياط،نزديكيهاي توالت.تا به او برسم ،در بين راه،ترتيب يقه و پايين پيراهن كه از شلوار بيرون زده بودودگمه پيراهن و سراستينها را دادم.با مختصر لرزشي در صدا سلام كردم.جواب سلامم را داد،نه زياد گرم،اما همين هم غنيمت بود.معلمهاي ديگر كه همينقدر ش را هم زورشان مي امد. گفت:لطفا شما چند دقيقه اي تشريف بياوريد دفتر كار خراب شده بود.حتما قضيه لورفته بود.كاري كه وسط حياط نشود انجام دادولازم باشد ادم تشريف ببرددفتر،معلوم است چه كاري است.تشويق كه نمي خواهد بكند.تشويق را معمولا سر صف مي كنند.همين خط كش بلندو كلفتي كه تا بحال در كلاس و حياط به كار نيامده بود،حتما در دفتر به كار مي امد! گفتم :اقااجازه ما بياييم دفتر؟ و چه سئوال بي ربطي.از ته حياط مرا صدا زده بودكه به كس ديگري بگويد بيايد دفتر؟محكم جواب داد بله شما! و خودش بطرف دفتر راه افتادو من هم اجبارا پشت سرش .خط كش بلند و كلفت كه در دستش جلو و عقب ميرفت،بيشتر دل ارام را مي لرزاند.به در ساختمان دفتررسيديم.روبرو،در حياط مدرسه باز بودو (ميزخليل)هم صندليش بود و خودش نبود. يك لحظه فكر كردم فرار را براي همين وقتها گذاشته اند.معلم كه واردساختمان شد،با يك خيز مي شوددر مدرسه را كه الان روبروست،پشت سر گذاشت.
ادامه دارد
------------------
دوستان سلام تازگيها از فروشگاه اينترنتي تبيان كد بازار يابي دريفت كردم كه شامل 4%تخفيف است شما مي توانيد ليست وسايل موجود در فروشگاه را اينجا ملاحظه كنيد واگر بخواهيد شامل 4%تخفيف بشويد اين كد را وارد كنيد261013 امتحانش بد نيست .