قداست دیروز
دیوار خاطره میریزد
و پشت آن سفر میکنم
با کوله باری از قداست دیروز
و ندامت امروز
سفر به سالهای پیش
سفر به سالهای دور .....
آنروزها که ،خورشید تپش داغش را
بر دشتهای باران خورده می پاشید
آنروزها که ،عشق
معنای سرخ بودن را تجربه میکرد
آنروزها ،که سرود آواز
سرود شدن بود
اماا کنون ،دریغ !
کاش اکنون کنون نبود و باز خاطره بود ....
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم فروردین ۱۳۸۸ ساعت 7:7 توسط کیانی
|