شعری از علیرضا قزوه برای شهید مرتضی آوینی

--------------------------------

ای یکه سوار شرف ،ای مردتر از مرد

بالایی من !روح تو در خاک چه میکرد ؟

میگفت برو ! عشق چنین گفت که بشتاب

میگفت : بمان ! عقل چنین گفت که برگرد

دیروز یکی بودیم با هم ،ولی امروز

تو نور تر از نوری و من گردتر از گرد

یک روز اگر از من و از عشق و تو پرسند:

(پیغمبرتان کیست ؟)بگو ،درد،بگو درد

ای سرخ تر سرخ ،بخوان سبز تر از سبز

آنسوی درختان همه زردند،همه زرد

ای دست و زبان شهدا ،هیچ زبانی

چون حنجره ات داغ مرا تازه نمیکرد !