سلام خانم خانوما سلام سودابه جان خوبی؟میدانم که خوبی و میدانم که خوشحالی -اگر برادری از دل خواهرش خبر نداشته باشد که برادر نیست .قدیم قدیما که باهم یه قل دو قل بازی میکردیم یادته ؟شادی را از پشت چشمهایت می خواندم .حالا هم که تو نیستی کاملا حس میکنم که روبرویم نشسته ای و با اینکه میبینم هم تو داری گریه میکنی و هم من میدانم که گریه شوق است و شادی را از پشت اشکهایت می بینم . همانگونه که خبر داری و حضور داشتی و شاهدا و مشهود بودی در عقد فرزانه همه کمک کردندمعنوی و مادی .بخاطر شیر حلالی که به فرزانه دادی و لقمه حلالتری که امید داد خانواده با فرهنگ و نجیبی خواستگار دخترت شدند و خواهر و برادرهایت هم کم نگذاشتند بخصوص که مهدی سنگ تمام گذاشت  از خدا بخاطر همه چیز ممنونم ....