وقتی می گوید:

(چهار فرزند دارم

دودختر و دو پسر)

چشمانش برق می زند

و گونه هایش گل می اندازد

اما خانه تنهاست

و دهان در

به هیچ سلامی باز نمی شود!

*****

امروز

همه آمده اند

مادر در قاب عکس لبخند می زند

و فرشته ها گریه میکنند

------

شعر را در روزنامه خواندم و متاسفانه نام گوینده شعر را نمی دانم

حیف که وقتی بدیدار مادر و پدر میرویم که خیلی دیر شده است.تازگیها مد شده که بچه ها پدر و مادرها را تنها می گذارند و تنها زندگی می کنند و این یعنی اینکه پدر و مادرها را زودتر خانه سالمندان گذاشتن -تنهایی فرقی نمیکند چه خانه خودت باشی و چه خانه سالمندان - زمانه زمانه خوبی نیست.