مادر
وقتی می گوید:
(چهار فرزند دارم
دودختر و دو پسر)
چشمانش برق می زند
و گونه هایش گل می اندازد
اما خانه تنهاست
و دهان در
به هیچ سلامی باز نمی شود!
*****
امروز
همه آمده اند
مادر در قاب عکس لبخند می زند
و فرشته ها گریه میکنند
------
شعر را در روزنامه خواندم و متاسفانه نام گوینده شعر را نمی دانم
حیف که وقتی بدیدار مادر و پدر میرویم که خیلی دیر شده است.تازگیها مد شده که بچه ها پدر و مادرها را تنها می گذارند و تنها زندگی می کنند و این یعنی اینکه پدر و مادرها را زودتر خانه سالمندان گذاشتن -تنهایی فرقی نمیکند چه خانه خودت باشی و چه خانه سالمندان - زمانه زمانه خوبی نیست.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۸۹ ساعت 20:27 توسط کیانی
|