اسم من رضا است

من در کلاس دوم دبستان

درس میخوانم

ده ما مدرسه ندارد

از اینجا تا اکبر آباد

که مدرسه دارد

 ۱۰کیلومتر است

بابا پول ندارد

که برای من چکمه بخرد

درس خواندن در زمستان سخت است

پاهایم خسته میشود

من سردم می شود

کاشکی ده ما مدرسه داشت...